نقرس یکی از شناختهشدهترین بیماریهای التهابی مفاصل و در عین حال یکی از مهمترین پیامدهای بالینی افزایش مزمن اسیداوریک خون است. اسیداوریک محصول نهایی متابولیسم پورینها در بدن انسان است. پورینها از طریق رژیم غذایی و همچنین تجزیه طبیعی ترکیبات سلولی تولید میشوند و در نهایت طی مسیر متابولیک مربوط به هیپوگزانتین و گزانتین، توسط آنزیم زانتین اکسیداز به اسیداوریک تبدیل میشوند. هنگامی که تولید اسیداوریک از ظرفیت دفع آن بیشتر شود، غلظت اورات خون افزایش مییابد و شرایط برای تشکیل کریستالهای مونوسدیم اورات فراهم میشود. در همین راستا در این مقاله به بررسی اینکه برای کاهش اسید اوریک چه بخوریم؟ ترکیبات گیاهی مؤثر بر نقرس خواهیم پرداخت.
هایپراوریسمی بهتنهایی الزاماً به معنای ابتلا به نقرس نیست، اما در صورت تداوم افزایش اورات، احتمال رسوب کریستالها در مفاصل افزایش مییابد. این کریستالها توسط سلولهای سیستم ایمنی ذاتی شناسایی شده و مسیرهای التهابی متعددی، بهویژه اینفلامازوم NLRP3، را فعال میکنند. فعال شدن این مسیر به تولید اینترلوکین-۱β و سایر واسطههای التهابی منجر میشود و در نهایت درد شدید، قرمزی، گرمی و تورم مشخصه حمله حاد نقرس ایجاد میشود.
حتما مطالعه کنید: نقرس چیست؟ علل ابتلا و علائم بالینی
از دیدگاه درمانی، کنترل نقرس دو هدف اصلی دارد:
نخست، کاهش التهاب و درد در مرحله حمله حاد و هدف دوم، کاهش پایدار غلظت اورات برای جلوگیری از تشکیل و تجمع مجدد کریستالها. داروهایی مانند آلوپورینول و فبوکسوستات از طریق کاهش تولید اسیداوریک، درمانهای شناختهشده کاهشدهنده اورات هستند. بنابراین، هر مکمل گیاهی که برای نقرس طراحی میشود، باید از دو منظر مورد بررسی قرار گیرد: آیا قادر به کاهش تولید یا افزایش دفع اسیداوریک است؟ و آیا میتواند پاسخ التهابی ناشی از کریستالهای اورات را تعدیل کند؟
حتما مطالعه کنید: رابطه اسیداوریک بالا و بیماری نقرس
فرمولاسیون مورد بحث در این مقاله حاوی کرفس (Apium graveolens)، آلبالو (Prunus cerasus)، زنجبیل (Zingiber officinale)، زردچوبه (Curcuma longa)، ویتامین C، بلیله (Terminalia chebula) و فیلانتوس است. در مورد فیلانتوس، از آنجا که نام فارسی «فیلانتوس» میتواند به چند گونه مختلف از جنس Phyllanthus اشاره کند، شواهد این مقاله عمدتاً بر اساس Phyllanthus niruri و مطالعات مربوط به Phyllanthi Fructus تفسیر میشود. این موضوع برای استانداردسازی و ارزیابی علمی محصول اهمیت زیادی دارد.
از نظر فارماکوگنوزی، بررسی این گیاهان باید بر پایه شناسایی صحیح گونه، بخش دارویی مورد استفاده، مواد مؤثره، روش استخراج، استانداردسازی و کنترل کیفیت انجام شود. منابع کلاسیک مانند Trease and Evans’ Pharmacognosy بر همین ارتباط میان شناسایی گیاه، فیتوشیمی، استانداردسازی و فعالیت فارماکولوژیک تأکید دارند. همچنین ESCOP برای گیاهانی مانند زردچوبه و زنجبیل مونوگرافهای علمی اختصاصی منتشر کرده است.
برای کاهش اسید اوریک چه بخوریم؟
کرفس Apium graveolens
کرفس با نام علمی Apium graveolens L. از خانواده Apiaceae است و در فارماکوگنوزی، بخشهای مختلف آن از جمله برگ، ساقه و بهویژه دانه مورد توجه قرار گرفتهاند. این گیاه حاوی ترکیبات متنوعی از جمله فلاونوئیدها، فنولیکها و فتالیدها (Phthalides) است. از میان ترکیبات فلاونوئیدی کرفس، آپیژنین (Apigenin) و کامفرول (Kaempferol) از ترکیبات مورد توجه در مطالعات مرتبط با متابولیسم اورات هستند. همچنین فتالیدهایی مانند sedanenolide از اجزای شاخص فیتوشیمیایی کرفس محسوب میشوند.
شواهد آزمایشگاهی و حیوانی نشان میدهد که کرفس میتواند بر مسیر تولید اسید اوریک اثر بگذارد. در یک مدل حیوانی هایپراوریسمی، عصاره هیدروالکلی A. graveolens باعث کاهش معنیدار اسید اوریک سرم و فعالیت آنزیمهای زانتین اکسیداز و زانتین دهیدروژناز در کبد شد. این اثر با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی نیز همراه بود؛ بنابراین علاوه بر اثر احتمالی بر متابولیسم اورات، خاصیت آنتیاکسیدانی کرفس نیز ممکن است در کاهش آسیب ناشی از استرس اکسیداتیو نقش داشته باشد.
برخی ترکیبات کرفس نیز در مدلهای آزمایشگاهی و حیوانی مسیرهای دیگری را نشان دادهاند. برای مثال، آپیژنین با کاهش بیان URAT1 و افزایش دفع ادراری اورات مرتبط دانسته شده است، در حالی که کامفرول میتواند از طریق مهار XO تولید اسید اوریک را کاهش دهد.
بنابراین طبق مطالعات انجام شده میتوان گفت کرفس از نظر تئوریک دو مزیت مهم دارد: نخست، احتمال کاهش تولید اسیداوریک از طریق تأثیر بر زانتین اکسیداز و دوم، احتمال حمایت از دفع اورات.
آلبالو Prunus cerasus
آلبالو با نام علمی Prunus cerasus L.، بهویژه انواع موسوم به tart cherry یا sour cherry، یکی از شناختهشدهترین مواد غذایی گیاهی مورد مطالعه در زمینه نقرس است. مهمترین ترکیبات مورد توجه در آلبالو، آنتوسیانینها، فلاونوئیدها و سایر پلیفنولها هستند. آنتوسیانینها علاوه بر فعالیت آنتیاکسیدانی، دارای ظرفیت ضدالتهابی نیز هستند.
اهمیت آلبالو در نقرس از دو جنبه مطرح میشود. نخست، برخی ترکیبات فنولی آن ممکن است بر مسیرهای مرتبط با تولید اسید اوریک اثر بگذارند. مطالعات آزمایشگاهی روی ارقام مختلف آلبالو نشان دادهاند که بعضی عصارهها قادر به مهار فعالیت زانتین اکسیداز هستند. دوم، آنتوسیانینها و سایر پلیفنولهای آلبالو دارای اثرات ضدالتهابی هستند و میتوانند مسیرهایی مانند NF-κB و میانجیهای التهابی را تعدیل کنند. از آنجا که التهاب ناشی از کریستالهای مونوسدیم اورات بخش مهمی از علائم نقرس است، این اثر بالقوه میتواند از نظر کنترل حملات اهمیت داشته باشد.
بنابراین، آلبالو احتمالاً از طریق ترکیبی از اثرات ضدالتهابی، آنتیاکسیدانی و احتمالاً تأثیر بر متابولیسم اورات عمل میکند.
از میان ترکیبات فرمولاسیون حاضر، آلبالو از جمله موادی است که داده انسانی نسبتاً بیشتری درباره نقرس دارد. یک مرور نظاممند شش مطالعه را بررسی کرد و گزارش داد که مصرف آلبالو یا فرآوردههای آن با کاهش دفعات یا شدت حملات نقرس و در برخی مطالعات با کاهش اسید اوریک سرم همراه بوده است؛ با این حال، ناهمگونی مطالعات و محدودیت تعداد کارآزماییهای با کیفیت بالا اجازه نمیدهد این اثر قطعی تلقی شود. شواهد جدیدتر نیز محتاطانه هستند. یک فراتحلیل کارآزماییهای تصادفیشده، شامل چهار کارآزمایی و 392 شرکتکننده، کاهش نسبی اسید اوریک سرم پس از مصرف آلبالو را گزارش کرده است. بنابراین آلبالو را میتوان یکی از اجزای دارای پشتوانه انسانی امیدوارکننده در یک مکمل حمایتی نقرس دانست.
زنجبیل Zingiber officinale
زنجبیل یا Zingiber officinale Roscoe از خانواده Zingiberaceae و یکی از گیاهان دارویی شناختهشده در فارماکوگنوزی است و ریزوم آن بهعنوان داروی گیاهی در موارد بسیاری مورد استفاده قرار میگیرد. ترکیبات شاخص زنجبیل شامل gingerols، shogaols، paradols، diarylheptanoids و اجزای اسانس هستند. ESCOP نیز برای ریزوم زنجبیل مونوگراف علمی اختصاصی دارد و شواهد مربوط به ترکیبات، اثرات ضدالتهابی، ضددردی، فارماکولوژی و ایمنی آن را بررسی کرده است.
نقش زنجبیل در فرمولاسیون ضدنقرس بیشتر از منظر کنترل التهاب و درد اهمیت دارد. در حمله نقرسی، کریستالهای مونوسدیم اورات موجب فعال شدن سلولهای ایمنی و افزایش واسطههای التهابی میشوند. ترکیبات فنولی زنجبیل در مطالعات مختلف توانایی تعدیل مسیرهای التهابی و کاهش برخی سایتوکاینها را نشان دادهاند.
مطالعات انسانی نیز نشان دادهاند که مکملهای استاندارد زنجبیل میتوانند بر درد، خشکی و برخی شاخصهای التهاب در افراد مبتلا به دردهای مفصلی و عضلانی اثر داشته باشند. بنابراین میتوان گفت زنجبیل با داشتن ترکیبات ضدالتهابی میتواند از نظر تئوریک و پیشبالینی در تعدیل التهاب مفصلی مرتبط با نقرس نقش حمایتی داشته باشد. زیرا علاوه بر کاهش اسیداوریک، کنترل التهاب نیز هدف مهمی در کنترل بیماری نقرس می باشد.
زردچوبه و کورکومین Curcuma longa
زردچوبه با نام علمی Curcuma longa L. از خانواده Zingiberaceae یکی از شناختهشدهترین منابع ترکیبات پلیفنولی ضدالتهاب است. ریزوم زردچوبه حاوی گروهی از ترکیبات موسوم به curcuminoids است که کورکومین مهمترین عضو آن محسوب میشود. ESCOP نیز زردچوبه را در مجموعه مونوگرافهای خود بررسی کرده است.
در خصوص تاثیر زردچوبه در بیماری نقرس، کورکومین به دلیل تأثیر بر مسیرهای التهابی اهمیت ویژهای دارد. یکی از مهمترین مسیرها، NLRP3 inflammasome است. در التهاب ناشی از کریستالهای مونوسدیم اورات، فعال شدن NLRP3 به فعال شدن caspase-1 و تولید IL-1β منجر میشود. در یک مطالعه تجربی، کورکومین توانست التهاب ناشی از کریستالهای مونوسدیم اورات را در محیط سلولی و مدل حیوانی کاهش دهد. این اثر با مهار مسیر NF-κB و کاهش بیان اجزای اینفلامازوم NLRP3 همراه بود. در مدل حیوانی نیز کاهش تورم مفصل، نفوذ نوتروفیلها و تولید IL-1β و TNF-α مشاهده شد.
از این منظر، کورکومین میتواند مکمل مناسبی برای سایر اجزای فرمولاسیون باشد؛ زیرا در حالی که ترکیباتی مانند کرفس، فیلانتوس و بلیله بیشتر برای اثر احتمالی بر متابولیسم و دفع اورات مورد توجه هستند، کورکومین محور ضدالتهابی را تقویت میکند.
ویتامین C
ویتامین C برخلاف ترکیبات گیاهی این فرآورده، یک ماده مغذی ضروری برای بدن است که بهطور طبیعی از طریق مواد غذایی دریافت میشود. این ویتامین علاوه بر نقش مهمی که در سلامت عمومی بدن و عملکرد سیستم دفاعی دارد، در سالهای اخیر به دلیل احتمال کمک به کاهش میزان اسیداوریک خون نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
مطالعات انجامشده نشان میدهند که ویتامین C میتواند تا حدی به کاهش اسیداوریک خون کمک کند. یکی از دلایل احتمالی این اثر، کمک به دفع بهتر اسیداوریک از طریق کلیههاست. نتایج چندین مطالعه و بررسی علمی گسترده نشان دادهاند که مصرف ویتامین C میتواند در برخی افراد باعث کاهش میزان اسیداوریک شود.
بنابراین، ویتامین C را میتوان یکی از ترکیبات مفید و دارای پشتوانه علمی در این فرآورده دانست که ممکن است به کاهش و کنترل اسیداوریک کمک کند. با این حال، نقش آن بیشتر بهعنوان یک ترکیب کمکی و حمایتی است و نباید آن را جایگزین داروهای تجویزشده برای کاهش اسیداوریک دانست.
بلیله Terminalia chebula
بلیله با نام علمی Terminalia chebula و از خانواده Combretaceae، از جمله گیاهان مهم طب سنتی هند و جنوب آسیا است. میوه این گیاه حاوی ترکیبات پلیفنولی و تاننهای هیدرولیزشونده است و موادی مانند chebulagic acid و chebulinic acid از ترکیبات شاخص آن محسوب میشوند. این ترکیبات از نظر فعالیت آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی نیز مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
یکی از زمینههای جدیدتر بررسی بلیله، تأثیر احتمالی آن بر سطح اسیداوریک خون است. جالب است که شواهد موجود درباره این موضوع فقط به مطالعات آزمایشگاهی محدود نمیشود. در یک مطالعه انسانی کنترلشده، مصرف عصاره استاندارد بلیله با دارونما و همچنین فبوکسوستات مقایسه شد. نتایج نشان داد که مصرف بلیله میتواند باعث کاهش سطح اسیداوریک شود؛ هرچند این اثر در مقایسه با فبوکسوستات ضعیفتر بود.
این یافته میتواند نشاندهنده ظرفیت بلیله بهعنوان یک گزینه گیاهی برای کمک به کنترل اسیداوریک باشد، اما به این معنا نیست که بلیله میتواند جایگزین داروهایی مانند فبوکسوستات یا آلوپورینول شود. در مجموع، بلیله گیاهی است که در زمینه کنترل اسیداوریک امیدوارکننده به نظر میرسد. بنابراین می توان آن را یک گزینه به عنوان مکمل در کنار درمان های اصلی در نظر گرفت.
فیلانتوس Phyllanthus niruri
فیلانتوس مورد استفاده در این ترکیب، Phyllanthus niruri از خانواده Phyllanthaceae است. این گیاه حاوی لیگنانها، فلاونوئیدها، تاننها و سایر ترکیبات فنولی است و phyllanthin و hypophyllanthin از ترکیبات شناختهشده آن محسوب میشوند.
یکی از مطالعات مهم در زمینه اثر ضدهایپراوریسمی فیلانتوس نشان داد که عصاره متانولی گیاه قادر به کاهش اسیداوریک در حیوانات مبتلا به هایپراوریسمی است. بررسی مکانیسم نشان داد عصاره دارای اثر مهاری بر زانتین اکسیداز است، اما اثر اصلی ضدهایپراوریسمی آن احتمالاً به افزایش دفع ادراری اسیداوریک مربوط میشود. در حیوانات دریافتکننده عصاره، دفع ادراری اورات افزایش یافته و برخی لیگنانهای گیاه نیز اثر اوریکوزوریک نشان دادند.
بنابراین فیلانتوس از نظر مکانیسمی میتواند ترکیب جالبی افزون بر کرفس و بلیله باشد؛ زیرا هر سه ترکیب در مطالعات پیشبالینی با مسیرهای تولید و دفع اورات ارتباط نشان دادهاند.
نگاه فارماکولوژیک به ترکیب هفتگانه و جایگاه مکمل ایی.اوریک در درمان نقرس
فرآورده طبیعی«آی.اوریک» تولید شده توسط شرکت سینا پیشگام دارو نوین، محصولی است که از ترکیبات طبیعی کرفس، آلبالو، زنجبیل، زردچوبه، ویتامین سی، بلیله و فیلانتوس تهیه شده و اگر اجزای این مکمل بهصورت یک مجموعه بررسی شوند، مهمترین ویژگی بالقوه آن اثر چندمسیره است.
آشنایی بیشتر با: آی.اوریک
از یک طرف، کرفس، بلیله و فیلانتوس در مطالعات پیشبالینی با مهار نسبی زانتین اکسیداز و کاهش تولید اسیداوریک ارتباط داشتهاند. از طرف دیگر، فیلانتوس و بلیله و کرفس میتوانند بر مسیرهای مربوط به دفع اورات تأثیر بگذارند. ویتامین C نیز در مطالعات انسانی اثر مناسبی بر کاهش اسیداوریک نشان داده است. از طرف دیگر، آلبالو، زنجبیل و زردچوبه بیشتر در محور ضدالتهابی اهمیت دارند. این موضوع بهخصوص در نقرس مهم است؛ زیرا شدت علائم بیماری فقط به مقدار اسیداوریک وابسته نیست، بلکه به پاسخ ایمنی بدن به کریستالهای مونوسدیم اورات نیز مربوط میشود. در نتیجه میتوان فرمولاسیون این محصول را بصورت مفهومی دارای سه محور دانست:
- کاهش احتمالی تولید اورات: عمدتاً از طریق تأثیر بر زانتین اکسیداز.
- حمایت از دفع اورات: از طریق اثر احتمالی بر ناقلهای کلیوی و افزایش دفع ادراری اورات.
- کاهش التهاب و استرس اکسیداتیو: از طریق آنتوسیانینهای آلبالو، gingerols و shogaols زنجبیل و کورکومینوئیدهای زردچوبه.
با توجه به شواهد موجود، میتوان گفت فرمولاسیون این محصول پتانسیل قابل توجهی بهعنوان مکمل حمایتی دارد. بنابراین آی اوریک در «کمک به حفظ سطح طبیعی اسیداوریک و حمایت از کاهش التهاب مرتبط با نقرس» و در کنار دارودرمانی نقرص می تواند در کنترل و کمک به درمان این بیماری موثر باشد. این موضوع بهویژه برای بیماران مبتلا به نقرس مزمن، حملات مکرر، توفوس یا آسیب مفصلی اهمیت دارد. در این بیماران، درمان کاهشدهنده اورات باید بر اساس نظر پزشک و با پایش منظم اسیداوریک انجام شود. مکمل گیاهی میتواند در صورت مناسب بودن شرایط بیمار، در کنار درمان اصلی استفاده شود، اما نباید بدون نظر پزشک باعث قطع آلوپورینول یا فبوکسوستات شود.
همچنین مکملهای گیاهی برای درمان حمله حاد نقرس نباید جایگزین درمانهای ضدالتهابی استاندارد شوند؛ زیرا کاهش اسیداوریک یک فرایند تدریجی است، در حالی که حمله حاد به کنترل سریع التهاب نیاز دارد.
حتما مطالعه کنید: کنترل اسید اوریک بالا؛ اصلاح سبک زندگی، درمان و نقش مکمل آی.اوریک
جمع بندی
بررسی فارماکوگنوزی و فارماکولوژیک کرفس، آلبالو، زنجبیل، زردچوبه، ویتامین C، بلیله و فیلانتوس نشان میدهد که این ترکیبات از مسیرهای متفاوتی میتوانند در کنترل هایپراوریسمی و التهاب مرتبط با نقرس نقش حمایتی داشته باشند.
کرفس در مطالعات حیوانی موجب کاهش اسیداوریک و فعالیت زانتین اکسیداز شده است. آلبالو، به دلیل دارا بودن آنتوسیانینها و سایر پلیفنولها، در مطالعات انسانی با کاهش حملات نقرس و در برخی مطالعات با کاهش اسیداوریک همراه بوده است. زنجبیل بیشتر به دلیل فعالیت ضدالتهابی و ضددردی خود اهمیت دارد. کورکومین موجود در زردچوبه میتواند مسیرهای مهم التهاب نقرسی، از جمله NF-κB و NLRP3، را در مدلهای تجربی مهار کند. ویتامین C در چندین کارآزمایی و متاآنالیز باعث کاهش متوسط اسیداوریک شده. بلیله در کنار شواهد پیشبالینی، دارای یک مطالعه بالینی مقدماتی در هایپراوریسمی است و فیلانتوس نیز در مدلهای حیوانی از طریق افزایش دفع اورات و تا حدی مهار زانتین اکسیداز اثرات ضدهایپراوریسمی نشان داده است.
در مجموع، نقطه قوت فرمولاسیون محصول آی اوریک، ترکیب اثرات احتمالی کاهش دهنده اورات، اوریکوزوریک، آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی است. بنابراین، بر اساس شواهد فعلی، این ترکیب را میتوان یک فرمولاسیون گیاهی چندمحوره و دارای پشتوانه علمی امیدوارکننده برای استفاده کمکی در مدیریت هایپراوریسمی و نقرس دانست.
منابع
- Evans WC. Trease and Evans’ Pharmacognosy. 16th ed. Elsevier/Saunders.
- World Health Organization. WHO Monographs on Selected Medicinal Plants.
- European Scientific Cooperative on Phytotherapy (ESCOP). ESCOP Monographs: The Scientific Foundation for Herbal Medicinal Products.
- Dolati K, et al. Inhibitory Effects of Apium graveolens on Xanthine Oxidase Activity and Serum Uric Acid Levels in Hyperuricemic Mice.
- Chen PE, et al. Effectiveness of Cherries in Reducing Uric Acid and Gout: A Systematic Review.
- Juraschek SP, et al. Effect of oral vitamin C supplementation on serum uric acid: a meta-analysis of randomized controlled trials.
- Huang HY, et al. Effects of vitamin C supplementation on serum concentrations of uric acid: randomized controlled trial.
- Shukla S, et al. Randomized clinical pilot study of standardized extracts of Terminalia chebula and Terminalia bellerica in hyperuricemia.
- Murugaiyah V, Chan KL. Mechanisms of antihyperuricemic effect of Phyllanthus niruri and its lignan constituents.
- Li X, et al. Curcumin ameliorates monosodium urate-induced gouty arthritis through NLRP3 inflammasome mediation via inhibition of NF-κB signaling.
- Effect of Diet and Dietary Supplements on Gout-Related Outcomes: A Systematic Review of Randomised Controlled Trials.
- The Impact of Natural Product Dietary Supplements on Patients with Gout: A Systematic Review and Meta-Analysis of Randomized Controlled Trials.